|
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد چه سیب های قشنگی حیات نئشه ی تنهایی است و میزبان پرسید قشنگ یعنی چه ؟ قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه ی اشکال و عشق تنها عشق تو را به گرمی یک سیب می کند مانوس و عشق تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد مرا رساند به امکان یک پرنده شدن و نوشداروی اندوه صدای خالص اکسیر می دهد این نوش و حال شب شده بود چراغ روشن بود و چای می خوردند چرا گرفته دلت مثل انکه تنهایی چقدر هم تنها خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی دچار یعنی عاشق و فکرکن که چه تنهاست اگر که ماهی کوچک دچار ابی دریای بیکران باشد چه فکر نازک غمناکی و غم تبسم پوشیده ی نگاه گیاه است خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست نه وصل ممکن نیست همیشه فاصله ای هست اگر چه منحنی اب بالش خوبی است برای خواب دلاویز و ترد نیلوفر همیشه فاصله ای هست دچار باید بود وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد و عشق سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست و عشق صدای فاصله هاست همیشه عاشق تنهاست و دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست دوستای گلم این دفعه چند خط از شعر مسافر سهراب نوشتم یادش بخیر دوم دبیرستان بودم دبیر ادبیاتمون می گفت نوجونا و جونای ما جونی و نو جونی شونو با شعر های سهراب می گذرونن اون موقع راست می گفت چون اکثر بچه هایی که من می شناختم کتاب های سهراب می خوندن ولی متاسفانه الان شاید از اون آدم ها فقط ده درصدشون دیگه سهراب بخونن بقیه جونیشونو با کارای پوچ و تکراری می گذرونن امیدوارم که شما دوستای گلم از اون دسته آدم ها نباشید این شعرش خیلی قشنگه من یه چند خطشو نوشتم البته ترتیب رو رعایت نکردم امیدوارم خوشتون بیاد
|
About![]()
ییاد دارم یک غروب سرد سرد Archivesهفته دوم آذر 1388هفته سوم آبان 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 Links
میثم |