|
ای آرمان دل های مشتاقان و ای نهایت آرزوی عاشقان دوست داشتن تو را از خودت در خواست می کنم و دوستی آنهایی را که تو را دوست دارند و دوستی هر کاری را که مرا به قرب تو می رساند و می خواهم که خودت را نزد من محبوب تر از همه چیز دیگر قرار دهی و عشقم به خودت را به سوی خرسندی بگردانی و شوقم به خودت را باز دارنده از نافرمانی ات سازی ای محبوب تر از هر محبوب ای همدم غریبان ای سامان بخش هر پریشان ای پروردگار من آن هنگام که تنهایم انیسم تویی آنجا که وا مانده ام دستگیرم تویی ای آفریدگار ما صحرای عطشان دلهای ما را به بارش سحاب رحمتت سیراب نما و به ما کرامت بده تا با یا د تو برای تو و به سوی تو زندگی کنیم
من در فراسوی صخره های نگاهت در جاده ی بی راهه ی باور تو در روزنه های سیاه سرنوشت خویش سر گردانم من سرشار از کابوس های نیمه تمامم مملو از حرف های پوسید ه و دست های ترک خورده کاش می توانستم از این پستی بلندی ها بیرون بیایم من در این بازار ویرانه ی عشق به دنبال شهر باورها می گردم من از پنجره ی بسته به روی عشق بیزارم کاش می شد عشق را باور کرد کاش می شد محبت را در کوله بار بدی ها گذاشت ای کاش می شد معنی دوست داشتن را به آنان که خود را به فراموشی سپرده اند فهماند من در این جاده ی سختو سرد تنها تو را یافتم تنها تو را در باورم گنجاندم تویی که با بودنت خشکی را از من فراری می دهی کویر دلم را به گلستان تبدیل کردی من با تو قدم در راه گذاشتم و همان شب ترسناک و هراسناک برایم عاشقانه شد ............. دوباره داغ نخستین که او نمی ماند عذاب روز جدایی کسی چه می داند خدا کند که بمیرم بدون چشمانت و پشت پنجره غربت مرا بمیراند الهی آتش عشقت دوباره شعله کشد تمام دفتر عمر مرا بسوزاند همیشه اول رفتن نگاه غمگینیست اگر چه چشم تو را هم کمی نگریاند چقدر قصه ی ما ساده است باور کن اگر که حرف دلم را غزل نپیچاند همان گناه همیشه دلیل ماندن من بود همیشه اخر قصه کسی نمی ماند اگر چه قصه ی ما هم تمام شد دیروز هنوز قصه ی ما را پرنده میخواند
سلام دوستان می خواستم یه چیز بگم اگر کسی به وبلاگ من میاد و از نوشته هام خوشش نمیاد بگه ولی ازتون خواهش می کنم حرف بد زشت نزنید اون اقایی هم که اومده بود و حرفای زشت زده بود اگر مشکلی داره بگه تا هم ای دی می دم هم تلفنم رو ببینم ایا من با ایشون برخورد بدی داشتم یا ایشون رو ناراحت کردم که اومدن تو قسمت نظرات حرف های خیلی بدی زدن ادامه مطلب
|
About![]()
ییاد دارم یک غروب سرد سرد Archivesهفته سوم آبان 1388هفته دوم مهر 1388 هفته چهارم مرداد 1388 هفته چهارم تیر 1388 هفته چهارم خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته چهارم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 Links
میثم |